روزگاري حاکمي اعلام کرد به هنرمندي که بتواند آرامش را در يک تابلو نقاشي بياورد، جايزه اي نفيس خواهد داد. بسياري از هنرمندان سعي کردند وحاکم همه تابلو هاي نقاشي را نگاه کرد و از ميان آنهادو تابلو پسنديد و تصميم گرفت يکي از آنها را انتخاب کند
اولي نقاشي يک دريا چه آرام بود؛ درياچه مانند آينه اي تصوير کوههاي اطرافش را نمايان ميساخت، بالاي درياچه آسماني آبي با ابرهاي زيبا و سفيدبود, هر کس اين نقاشي را ميديد حتما آرامش را در آن مي يافت
در دومي کوههايي بودناهموار و پر صخره؛ آسمان پر از ابر هاي تيره، باران ميباريد و رعد و برق ميزد، از کنار کوه آبشاري به پايين ميريخت،در اين نقاشي اصلا آرامش ديده نميشد
اما حاکم با دقت نگاه کرد وپشت آبشار بوته اي کوچک ديد که در شکاف سنگي روييده بود. در آن بوته پرنده اي لانه کرده بود ودر کنار آن آبشار خروشان وعصباني، پرنده اي در لانه اي با آرامش نشسته بود
حاکم نقاشي دوم را انتخاب کرد وگفت:"آرامش به معناي آن نيست که صدايي نباشد، مشکلي وجود نداشته باشد, يا کار سختي پيش رونباشد،آرامش يعني درميان صدا، مشکل و کار سخت,دلي آرام وجود داشته باشد
Sunday, April 19, 2015
Tranquility آرامش
Friday, February 27, 2015
Charly
ﺍﻣشب
ﺗﻮﻟﺪ ۱۲۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﭼﺎﺭﻟﯽ ﭼﺎﭘﻠﯿﻦ ﺍﺳﺖ. شب ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ۳ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﻭ
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ
ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ،ﺣﺘﯽ
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺑﺪﺑﯿﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﻣﺎ
--------------
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺑﺪﺑﯿﺎﺭﯼﻫﺎﯼ ﻣﺎ
--------------
ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ،ﭼﻮﻥ
ﮐﺴﯽ
ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ
---------------------------
---------------------------
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩﺗﺮﯾﻦ
ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﺨﻨﺪﯾﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺭﯾﻦ
ﺧﻨﺪﺷﻮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻦ ،ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻦ
ﺧﻨﺪﺷﻮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻦ ،ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻦ
ﭼﺎﺭﻟﻰ
ﭼﺎﭘﻠﻴﻦ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﻛﻠﯽ ﻓﻘﺮ، ﺑﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﻭﺷﻬﺮﺕ ﺭﺳﯿﺪﻡ. ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ ﻛﻪ، ﺑﺎﭘﻮﻝ . . .
ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺧﺮﻳﺪ، ﻭﻟﻰ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﻪ . . .ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﻣﻘﺎﻡ ﺧﺮﻳﺪ، ﻭﻟﻰ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﻪ . . ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ
ﻛﺘﺎﺏ ﺧﺮﻳﺪ، ﻭﻟﻰ ﺩﺍﻧﺶ ﻧﻪ . . .ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻭ ﺧﺮﻳﺪ، ﻭﻟﻰ ﺳﻼﻣﺘﻰ ﻧﻪ . .ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ
ﺧﺮﯾﺪ، ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﻪ
ﺍﺭﺯﺵ
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ
ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ
Saturday, February 21, 2015
Trust Him
تقديم به همه دوستان
توکل بر خدایت کن
کفایت میکند حتما
کفایت میکند حتما
اگر خالص شوی با او
صدایت میکند حتما
صدایت میکند حتما
اگر بیهوده رنجیدی
از این دنیای بی رحمی
از این دنیای بی رحمی
به درگاهش قناعت کن
عنایت میکند حتما
عنایت میکند حتما
دلت درمانده میمیرد
اگر غافل شوی از او
اگر غافل شوی از او
به هر وقتی صدایش کن
حمایت میکند حتما
حمایت میکند حتما
خطا گر میروی گاهی
به خلوت توبه کن با او
به خلوت توبه کن با او
گناهت ساده میبخشد
رهایت میکند حتما
رهایت میکند حتما
به لطفش شک نکن گاهی
اگر دنیا حقیرت کرد
اگر دنیا حقیرت کرد
تو رسم بندگی آموز
حمایت میکند حتما
حمایت میکند حتما
اگر غمگین، اگر شادی
خدایی را پرستش کن
که هر دم بهترینها را
عطایت میکند حتما
خدایی را پرستش کن
که هر دم بهترینها را
Saturday, February 7, 2015
مناجات Prayer
مناجات
بارالها
از كوی تو بيرون نشود
پای خيالم
نكند فرق به حالم
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی
نه من آنم كه ز فيض
نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را
ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد
نروم باز به جایی
پشت ديوار نشينم چو
گدا بر سر راهی
كس به غير از تو
نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز اين
خانه مرا نيست پناهی
Wednesday, February 4, 2015
گله ها را بگذار Let us not complain
ناله ها را بس كن
روزگار گوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی!
زندگی چشم ندارد كه ببيند، اخم دلتنگِ تو را...
زندگی چشم ندارد كه ببيند، اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نيست كه صرف گله و ناله شود!
تا بجنبيم، تمام است، تمام!!
مهر ديدی كه به برهم زدن چشم گذشت....
همين سال جديد!!
از كم مانده به عيد!!
ين شتاب عمر است ...
من و تو باورمان نيست كه نيست!!
زندگی گاه به كام است و بس است
زندگی گاه به نام است و كم است
ندگی گاه به دام است و غم است
چه به كام و-- چه به نام و -- چه به دام ...
زندگی معركه همت ماست... زندگی ميگذرد...
زندگی گاه به نان است و كفايت بكند
زندگی گاه به جان است و جفايت بكند
زندگی گاه به آن است و رهايت بكند
چه به نان و -- چه به جان و -- چه به آن ...
زندگی صحنه بی تابی ماست... زندگی ميگذرد...
زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد
زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد
زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد
چه به راز و -- چه به ساز و -- چه به ناز...
زندگی لحظه بيداری ماست... زندگی ميگذرد...
زندگی فرصت نیست، تجربه ایست
تا بدانیم، که حقیقت نیستیم!
“خاطره ایم”
Wednesday, December 3, 2014
Simin Behbehani سيمين بهبهاني
شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان
میان این تعصب ها، میان جنگ مذهب ها
یکی
افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی
یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است، یکی
هم هست نصرانی
هزاران دین و مذهب هست،
دراین دنیای انسانی
خدا یکی ولی, اما هزاران فکر
روحانی
رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم
تعصب چیست در
مذهب؟ مگر نه این که انسانیم
اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست
اگر روح خدا در ماست... خدا گر مفرد و تنهاست
ستیز پس برای
چیست؟ برای خود پرستی هاست
من از عقرب نمی
ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که
می پوشد لباس میش می ترسم
از آن جشنی که اعضای تنم
دارند خوشحالم
ولی از اختلاف مغز و دل با
ریش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و
کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد، اما اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاق افکار تهی بر خویش می ترسم
من از شلاق افکار تهی بر خویش می ترسم
کلام آخر این شعر یک جمله
و دیگر هیچ
هم از نیش و میش و ریش وهم
از خویش میترسم
سيمين بهبهاني
(June 20, 1927 – August
19, 2014)
درود به روان پاکت
Saturday, November 22, 2014
Gondi wrote to his beloved friend
گاندی خطاب به معشوقه اش چه زیبا نوشت:
خوبِ من ، هنر در فاصله هاست .زیاد نزدیک به هم می سوزیم
و زیاد دور از هم ، یخ می زنیم .
تو نباید آنکسی باشی که من میخواهم و من نباید آنکسی باشم که تو
میخواهی.
کسی که تو از من می خواهی بسازی
یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت
من باید بهترین خودم باشم برای تو..
و تو باید بهترین خودت باشی برای من ..
خوبِ من ، هنرِ عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش ، نادیده گرفتن
کمبودها ..
زندگی ست دیگر... همیشه که
همه رنگهایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،حتی با ناکوک ترین ناکوکش،اصلا
رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،به فرصت هایی که مثل
باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به زمستانی که رفت ،بهاری که دارد تمام می شود کم کم
آرام آرام،زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد و گاهی هم صاف است،
میگذرد، هر جور که باشی ....
Subscribe to:
Posts (Atom)
